سرداران بی پلاک

وصیت یک شهید: اگر برای خداست، می خواهم گمنام بمانم ...

سرداران بی پلاک

وصیت یک شهید: اگر برای خداست، می خواهم گمنام بمانم ...

مشخصات بلاگ

تماس با ما جهت روشن شدن فانوس و استفاده از برق بصورت رایگان
09124762993

عبرت ـ شیطان در کمین همه ...

شنبه, ۹ خرداد ۱۳۹۴، ۰۹:۰۱ ق.ظ

روزی ابلیس به شیاطین گفت چه کسی از شما می تواند فلان روحانی که از شدت عبادت، بر پیشانیش پینه بسته را، گمراه کند؟ یکی از شیاطین گفت: من با وسوسه خوردن شراب می توانم. و یکی دیگر گفت: من با استفاده از قمار می توانم.  ابلیس گفت: شراب و قمار برای گمراهی عابد، کارآیی ندارد؛ هر شخص را باید از راه و روش خود گمراه نمود.

یکی دیگر از شیاطین برخواست و گفت من او را با روش خودش گمراه خواهم نمود. در روایت است که شیطان می تواند به هر صورتی از زن یا مرد یا حیوان در بیاید... آن شیطان بصورت جوانی درآمد و از آن روحانی خواست که اجازه دهد در مسجد او به عبادت بپردازد و جوان  به عبادت پرداخت. عابد هر وقت به آن جوان نگاه می کرد، او را مشغول عبادت و راز و نیاز می دید. حتی هنگام غذا خوردن و خوابیدن عابد، آن جوان مشغول عبادت بود. عابد از تعجب به آن جوان گفت که چه چیز سبب شده است که تو اینچنین در درگاه خدا راز و نیاز میکنی؟ آن جوان گفت بنده در عمرم یک گناهی مرتکب شده ام که هر وقت یاد آن گناه می افتم از شدت خجالت، از خواب و خوراک افتاده و به سجده می افتم و اگر تو نیز بخواهی به این مقام برسی باید همین گناه را انجام داده و بلافاصله توبه نمایی... آن عابد پرسید که تو چه گناهی انجام داده ای؟ جوان گفت با فلان خانم در فلان محله زنا کردم...
آن عابد به قصد انجام گناه به درب خانه آن زن رفت. وقتی به درب خانه آن فاحشه رسید، زن پرسید به چه قصدی به اینجا آمده ای؟ عابد گفت: قصد دارم با تو گناه
  نمایم و حتما بلافاصله توبه خواهم کرد. آن زن که فرد عابد را می شناخت گفت: بنده تو را آلوده نخواهم کرد و از طرفی تو از کجا مطمئن هستی که بعد از انجام  گناه، "فرصت توبه" را پیدا می کنی؟ شاید در حین انجام گناه، عزرائیل به سراغت بیاید  و بصورت جنب بمیری؟! و اصلا شاید حتی فرصت انجام غسل جنابت پیدا نکنی!



منبع: سخنان مرحوم کافی

  • ۹۴/۰۳/۰۹
  • مجید